پنج شنبه ٣١ خرداد ١٣٩٧
عنوان
عنوان
اخبار > سرکار خانم دکتر مهوش کهریزی (عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه)
 


گفتار پژوهی
سرکار خانم دکتر مهوش کهریزی (عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه)
از آنجا که اساتید معارف، علاوه بر دارا بودن بنیه ی علمی مناسب ، در شیوه کلاسداری و مهارت های تأثیر گذاری نیز باید از تسلط کافی برخوردار باشند از این رو پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی قم در راستای ارتقاء سطح تأثیرگذاری و تجارب اساتید معارف اسلامی و استفاده از تجربیات اساتید پیشکسوت و موفق در حوزه ی دروس معارف اسلامی اقدام به مصاحبه و جمع آوری تجربیات ایشان نموده است. این سلسله مصاحبه ها با عنوان «بایسته های تدریس در بیان اساتید معارف اسلامی» تقدیم کاربران گرامی می گردد. استاد مصاحبه شونده: سرکار خانم کهریزی

سرکار خانم دکتر مهوش کهریزی

 

•  عضو هئیت علمی دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه
• مدرس دروس معارف اسلامی در گرایشهای مبانی نظری اسلام و آشنایی با منابع اسلامی

 

    محور اول: متن و محتوی

       در تمامی دروس، سرفصل هایی که جنبه عینی و عملی در زندگی دانشجو دارد و او آن را کاربردی تر در زندگی شخصی و اجتماعی اش می بیند توجه بیشتری به آن می نماید چون فکر می کند گره ای از مشکلات زندگی اش را باز می کند. مطالبی که صرفاً برای شب امتحان و محفوظات نیست و درآینده زندگی به درد دانشجو می خورد، مانند مطالب کتاب های دانش خانواده یا مبحث خانواده یا مبحث دوست یابی در کتاب آیین زندگی، کیفیت مجازات اعمال در دنیا وآخرت و....که در مجموع مباحثی رفتاری هستند ودر زندگی کنونی ویا آینده ی او نمود و تحققی دارند.

   محتوای موجود در کلاس‌های اداره شده با طرح نیاز محور که دانشجویان سوالات خود را با توجه به سر فصل های کتاب در کلاس مطرح می کنند واین سوالات به صورت یک بانک سؤال در آمده و به صورت گروهی به جستجوی پاسخ سوالات می پردازند و پاسخ سوالاتشان را در کلاس از طریق (کتاب، مقاله، اسلاید، کلیپ) بیان می‌کنند، هم بهترین شیوه تدریس بوده که در پرسشنامه هایی که در رابطه با این طرح بین دانشجویان توزیع شده دیده می‌شود و هم کاربردی تر و تأثیر گذارتر شناخته شده است.

       متون فعلی پاسخگوی نیازهای کنونی دانشجویان نیست. سؤالاتی که به کلاس می آورند خیلی متفاوت از محتوای کتاب ها میباشد. دغدغه دانشجویان امور دیگری است. یک متن اثربخش، متنی است که بتواند ذهن دانشجو را در گیر نماید و به وجود دانشجو تزریق شود و موجب تغییر رفتار در او گردد. در طرح نیاز محور این اثر بخشی بیشتر مشاهده می شود به طوریکه وقتی بعد از ترم هم همان سوال‌‌‌ها را از دانشجویان بپرسید، پاسخ  را می دانند! وحتی می توانند مقایسه کنند که این سؤال شبیه آن سؤال است و پاسخ هر دو یکی می شود. در پرسشنامه ای که در مورد طرح نیاز محور در مورد ماندگاری و تثبیت و اثر بخشی مطالب از دانشجو سؤال شده بیش از 90% دانشجویان به اثر بخشی آن اذعان نموده بودند. متن اثر بخش متنی است که بتواند علاوه بر حضور در حافظه‌ی دانشجو، تغییر رفتار ایجاد کند. متأسفانه کتابهای کنونی منجر به تغییر رفتار در دانشجویان نمی شود. البته یک نکته مهم به نظر بنده وجود دارد که بیشتر از آنچه محتوای کتاب ها بتوانند تغییر رفتار ایجاد کنند و اثر بخشی داشته باشند، منش وگویش اساتید معارف است که می‌تواند این اثر بخشی را در علاقه دانشجویان به امور دینی ایجاد کند، جاذبه استاد خیلی مهم است. استاد باسواد و توانا از جهت علمی و در عین حال متخلق به اخلاق اسلامی، می تواند خیلی بیشتر تأثیر گذاری در تغییر نگرش مثبت دانشجو به دین داشته باشد.

 

    محور دوم: روش و نحوه القاء و فهماندن و تعامل با دانشجو و تأثیرگذاری

     تا کنون چند روش را آزموده‌ام، مثلاً استاد محور (استاد کتاب درسی مشخصی را تدریس می کنداستاد محور وسؤال محور (استاد کتاب درسی را تدریس می کند ویک گروه دانشجویی در پایان «20 دقیقه آخر» یک تحقیق را پیرامون موضوعی خاص در کلاس ارائه می دهد، با استفاده از اسلاید و...)ـ سوال محور (سه گروه دانشجویی 2یا 3 نفره به سه سؤال از پیش تعیین شده به کمک اسلاید وکلیپ پاسخ می دهند البته با راهنمایی استاد).

    در طرح استاد محور، درس با خلاصه ای از مطالب جلسه ی قبل به صورت کوتاه ویادآوری موضوع قبلی وایجاد یک سوال از ان که آغازگر جلسه ی کنونی است شروع می شود و سپس با پرداختن به توضیح بحث به شیوه ی پرسش وپاسخ از دانشجویان و در نهایت جمع بندی مطالب ونتیجه گیری نهایی به کمک دانشجویان پایان می پذیرد.

 

 

 

 

       در طرح نیاز محور سه گروه دو یا سه نفره هر جلسه به یک سوال از سوالات خود پاسخ می دهند که استاد کلاس هم به عنوان یک نفر از اعضای تیم در کار گروهی آنان شرکت دارد. جهت تکمیل ویا تصحیح پاسخ سؤال، ارائه پاسخ از طریق کلیپ واسلاید می باشد وکتاب یا مقاله ی علمی پژوهشی استفاده شده به دانشجویان معرفی می شود و بالاخره نتیجه گیری که پاسخ نهایی سؤال است به عمل می آید.

       در روش‌های تدریس، شیوه نیاز محور و جواب سؤال‌هایی که دغدغه اصلی دانشجو در سرفصل مربوطه است، و اینکه خود او نیز به دنبال پاسخ به آنها می‌رود، موجب نشاط و اثربخشی خیلی خوبی است، و غیر از اینکه از لحاظ محتوی، مطالب مورد نیاز دانشجو و نیاز زندگی او در کلاس مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد، از جهت مشاوره نیز موجبات مراجعه او را در مشکلات شخصی و حتی خانوادگی به جهت رابطه عاطفی که در این روش بیشتر صورت می‌گیرد را فراهم می‌سازد.

       در آموزش اگر نقش استاد نادیده گرفته شود و چهره به چهره نباشد، تأثیر گذاری آن زیاد نیست، حضور فیزیکی تأثیر زیادی در ارتباط عاطفی بین استاد ودانشجو دارد. در شیوه مجازی ارتباط عاطفی وجود ندارد که اتفاقاً مهم ترین رکن تدریس است؛ البته دانشجویانی که شاغل هستند و در شیفت های روزانه یا شبانه هستند (دانشجویان رشته‌های پزشکی) وکارمند می باشند (دانشجویان نا پیوسته) وتوانایی حضور در کلاس ها را ندارند، می توانند از این شیوه جهت ارتقاء علمی خود استفاده کنند.

       دانشجویان دختر تلاش وکوشش بیشتری در کلاس دارند و از طرف دیگر دغدغه‌ی پسران در فعالیت‌های کلاس وانجام تکالیف کمتر است. دانشجویان رشته های پزشکی، داروسازی، دندانپزشکی فعالیت های کلاسی را در سطح بالا تری از جهت علمی نسبت به سایر رشته ها انجام می دهند.

    محور سوم: توصیه و تجارب

      رابطه ی صمیمی وگرم با نسل جوان که استاد را از خود بدانند از طریق تواضع در رفتار وگفتار که بهترین راه در جذابیت کلاس و اثر گذاری آنست بوجود می‌آید. هر گونه خشونت وخشک بودن باعث فاصله می شود. مهربانی اینجانب به نحوی که آنان را مثل دختر و یا پسر خود می دانم و با اسم کوچکشان می‌شناسم چه برسد به فامیل آنها، این امر باعث ارتباط عمیقی بین اینجانب و دانشجویان شده که نوعاً آن ها که فکر می کنند آدم‌های مذهبی، خیلی خشک هستند به طوریکه خندیدن با دانشجویان را برخود حرام می دانند، این گونه رفتار را در کلاس‌ها از من ندیده اند و به وفور با آن ها شوخی و مزاح می کنم. آنها در کلاس با نشاط هستند و کلاس خشک و بی روح نیست. و در خارج از کلاس هم آن ها را که می بینم بی تفاوت نمی‌گذرم، می ایستم واحوالپرسی می‌کنم. اینکه در خارج از کلاس هم آنها را صدا می زنم و جویای احوال وکارشان می شوم برایشان خیلی مهم است!

      در مورد مدیریت بحران در کلاس تساهل و تسامح در جلسات اولیه مهم است، تذکر عمومی به همه در کنترل ورود وخروج وخاموش بودن تلفن همراه و ... و در صورت تکرار، دانشجو را به اتاقم دعوت می کنم و خصوصی با او جهت ترک رفتارش صحبت می نمایم که البته تعداد آنها ها اندک‌اند. البته خودم سر وقت در کلاس حضور یافته و سر وقت هم کلاس را ترک می نمایم و تلفن همراه خود را خاموش می‌کنم. در واقع خودم اولین نفری هستم که مقررات را رعایت می کنم وهمین امر باعث می شود که دانشجویان هم تخلف نکنند. اگر استاد هر چه از دانشجو توقع دارد خودش رعایت کند، موارد تلف دانشجویان خیلی کم می شود (رطب خورده چگونه منع رطب کند؟)

       اساتید جوان با توجه به شرایط زمانی که در آن زندگی می‌کنیم صرفاً به عنوان یک شغل به تدریس نگاه نکنند بلکه به عنوان یک تکلیف و وظیفه دینی و شرعی به این عرصه وارد شوند. علاوه بر این هر اندازه تقوی، اخلاص، تواضع و خوش‌خلقی را در خود تقویت نمایند موفق‌تر می‌باشند. باید رفتار آنها به گونه‌ای باشد که مقبولیت دانشجویی ایجاد شود، و با توجه به اینکه اختلاف سنی کمتری با دانشجویان نیز دارند در ایجاد این رابطه موفق‌تر‌اند.

       بیشترین زمینه مطالعه و تحقیق مدرسان معارف باید در همان گرایشی باشد که در حال تدریس هستند، البته از آنجایی که در کلاس‌های معارف سؤالات گوناگونی صورت می‌گیرد و انتظار پاسخ به آنها هم می‌رود، مدرس بهتر است در همه زمینه‌ها و بخصوص مسائل روز مطالعاتی نیز داشته باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 


خروج