دوشنبه ٢٦ آذر ١٣٩٧
عنوان
عنوان
اخبار > جناب آقای دکتر غلامرضا نورمحمدی
 


گفتار پژوهی
جناب آقای دکتر غلامرضا نورمحمدی
از آنجا که اساتید معارف، علاوه بر دارا بودن بنیه ی علمی مناسب ، در شیوه کلاسداری و مهارت های تأثیر گذاری نیز باید از تسلط کافی برخوردار باشند از این رو پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی قم در راستای ارتقاء سطح تأثیرگذاری و تجارب اساتید معارف اسلامی و استفاده از تجربیات اساتید پیشکسوت و موفق در حوزه ی دروس معارف اسلامی اقدام به مصاحبه و جمع آوری تجربیات ایشان نموده است. این سلسله مصاحبه ها با عنوان «بایسته های تدریس در بیان اساتید معارف اسلامی» تقدیم کاربران گرامی می گردد. استاد مصاحبه شونده: جناب آقای دکتر غلامرضا نورمحمدی

 

دکتر غلامرضا نورمحمدی


عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران

مدرس دروس گرایش‌های آشنایی با منابع اسلامی، اخلاق اسلامی و دانش خانواده و جمعیت و دیگر دروس تخصصی دانشگاه در رشته‌های پزشکی

   محور اول: متن و محتوی

    ـ در دروس معارف باید هم اساتید تخصصی تدریس نمایند و هم متون آنها بر اساس رشته دانشجویان تخصصی گردد. مثلاً بر اساس رشته‌های علوم انسانی، پزشکی، هنر، علوم پایه و فنی و مهندسی و اگر از اول برنامه‌ریزی شده بود تا کنون به نتیجه رسیده بود. و هم اساتید و هم متون تخصصی داشتیم.

 

    ـ کتاب دانش خانواده ما چندان صبغه دانشجویی ندارد، و تناسب سنی و جنسی چندانی در آن لحاظ نشده است. مثلاً باید شامل مباحثی مانند مزایای ازدواج دانشجویی، آسیب شناسی عدم ازدواج دانشجویی، نحوه شروع به چنین اقدامی، دستاوردهای آن و ... باشد.

 

    ـ دانشجو مثل شیرخواری است که می‌خواهد غذا خور شود، و باید با تلفیقی از نیاز فعلی و یک بخش از نیاز آینده که اتفاقاً مورد نیاز واقعی اوست و آن هنگام هم دانشجو دیگر در اختیار ما نیست، مطالبی به عنوان متن درسی انتخاب شود. بسیار شده که فرد وقتی دانشجو است به مطالب ارائه شده در دروس معارف نیازی احساس نکرده و بی فایده دانسته است و توجه ننموده است اما بعدها که مدرک گرفته و وارد جامعه شده، به همان مطالب نیاز پیدا کرده و حتی آمده است و پرسیده است. دقیقا مثل همان شیرخواری که شاید از طعم فلان غذا اصلاً خوشش نیاید ولی برای او لازم است و به زور و با لطایفی به او می‌خورانند. دانشجو بعد از فارغ التحصیلی که وارد جامعه و زندگی می‌شود و نیازها را احساس می‌کند که ما دیگر او را رها کرده‌ایم!

 

  محور دوم: روش و نحوه القاء و فهماندن و تعامل با دانشجو و تأثیرگذاری

    ـ به نظر اینجانب استاد اگر در دو ترم از نظر روش تدریس و معلومات یک گونه باشد، مغبون تر از است از فردی که طبق روایات اگر دو روز او مثل هم باشد. استاد نباید یک نسخه واحد را برای هر ترم داشته باشد.

    ـ روش‌های اساتید نسبت به رشته دانشجویان و اینکه در کدام ترم می‌باشند باید شناور باشد البته شناور بودن به معنی قالب و چارچوب نداشتن نیست.

    ـ اساتید سعی نمایند که دانشجویان به قول معروف دست استاد را از قبل برای انتخاب روش تدریس در هر ترم نخوانده باشند و در هر ترم با یک روش جدید مواجه شوند.

    ـ در مورد فضای مجازی باید گفت از باب اکل میته است و برای رفع یک سری محدودیت‌ها قابل قبول است نه اینکه تدریس مجازی اصل شمرده شود.

     ـ یکی از روش‌هایی که در طول تدریس خود تجربه کرده‌ام و روش موفقی هم بوده است، این است که مثلاً از 16 فصل کتاب، 9 فصل که پایه و  اساس مطالب است خودم تدریس می‌کنم، ولی 7 فصل دیگر بین همه دانشجویان تقسیم می‌گردد و مثلاً به هر نفر 2.5 صفحه می‌رسد، دانشجو باید آن متن را بند بند و دقیق بخواند و جلوی هر بند بنویسد که آیا محتوای بند را فهمیده و آن را قبول  دارد یا نه؟ و برای گفته خود یک دلیل هم حداقل بیاورد، سپس این را با سه نفر دیگر که یک گروه را تشکیل می‌دهند در میان بگذارد، اگر آنها هم محتوی این بند را نفهمیدند و قبول نداشتند آن مطلب در کلاس به بحث گذاشته می‌شود، نه همه مباحث!

 

 

           ـ از دیگر روش‌ها این است که از دانشجویان خواسته می‌شود تا 2 یا 3 سؤال از آنچه ذهنشان را به خود مشغول کرده و نیاز  واقعی آنهاست قبل از ورود استاد به کلاس بدون اینکه صاحب سؤال برای او شناسایی شود، بر روی تخته بنویسند و در پایان کلاس حدود نیم ساعت از وقت، به جواب آن سؤالها اختصاص داده می‌شود و به بحث گذاشته می‌شود؛ این مجموعه خودش در پایان ترم مثلاً می‌شود 45 سؤال که نیاز او بوده و دانشجو تخلیه هم شده است.

      ـ روش دیگر اینکه از دانشجویان خواسته می‌شود تمامی آنچه که راجع به یک موضوع ذهنشان را مشغول کرده است، مثلاً قالب‌های تأمین نیاز جنسی خود را سالم و ناسالم فرقی هم نمی‌کند، همه را بدون سانسور روی کاغذ بیاورد. فراوانی قالب‌ها سنجیده می‌شود و ذهن دانشجویان روی هر کدام از قالب‌ها بیشتر باشد به بحث گذاشته می‌شود، البته به طور منصفانه، دانشجو باید احساس کند  استاد بسیار منصفی هستید.

      ـ در زمان فعلی به نظر می‌رسد در کار تدریس نه حسن فعلی وجود دارد و نه فاعلی، همه به  استادی به صورت شغل نگاه می‌کنند و این برای هنر معلمی و استادی مضر است.

 

 

 

    ـ استاد باید فرصت کافی را برای دانشجویان خرج کند از تکرار مطالب خسته نشود، همین کلاس بهترین فرصت است، چرا که دانشجو فرصتی برای بعد از کلاس ندارد، و معمولاً وقت هم نمی‌گذارد.

    ـ ما متأسفانه طراحی الگوهای مختلف برای اساتید معارف نکرده‌ایم یا خوشبینانه‌اش اینکه ارائه نداده‌ایم، آموزش کاربردی برای چیست و چگونه است؟ هدف غایی آموزش کدام است؟ چند سبک یاددهی داریم؟ آیا سبک ما در یاددهی و یادگیری، آموزگاری است یا تربیتی؟ کدام سبک برای کدام فراگیر مناسب است؟

    ـ استاد ضمن حفظ ابهت خود در کلاس و با تواضع کامل با دوری از خفت و خواری باید بگونه‌ای رفتار کند تا دانشجو با او راحت باشد، دانشجو باید بفهمد که مطالب طرح شده در کلاس ابزار نمرده‌دهی نیست.

    ـ دانشجو باید احساس کند که دانشگاه محل استرس نیست، شک و تردید خوب است و نعمت است، ماندگاری آن آسیب است. دانشجو باید بفهمد که اگر از دید برون دینی سؤال کند کفر نمی‌شود و استاد باید شبهه را برطرف کند و سؤال برون دینی درباره مثلاً قرآن را به خوبی جواب دهد.

    ـ استاد باید مطلب را ساده کند و تحویل افکار دانشجویان دهد. محتویات درس باید از سنگینی خارج گردد.

    ـ در مواقعی باید استاد به دانشجو این فرصت را دهد که اعتراض کند.

    ـ بنده گاه در کلاس احساس می‌کنم باید پنج دقیقه فقط سکوت محض کنم تا فکر دانشجو آزاد گردد.


 

ـ    به دانشجویان باید فهماند که شما یک سری اطلاعات تخصصی رشته خود را می‌دانید و خیلی چیزها را هم نمی‌دانید. من استاد هم همینطورم، از مطالب تخصصی شما آگاه نیستم و نمی دانم، ولی بعضی چیزها که شما نمی‌دانید را می‌دانم.

    ـ دانشجو باید این را درک کند که ما اساتید معارف، ژاندارم‌های حکومت نیستیم.

    ـ رویکرد ما به دروس معارف باید یک رویکرد عمیق در بازدهی باشد یعنی دانشجو متوجه شود این کتاب و جزوه فقط مال شب امتحان نیست. دانشجو باید به کتاب حاشیه بزند. اینجانب در کلاس می‌گردم کتاب سفید دست نخورده که مطالبی در اطراف متن نوشته نشده را اصلاً قبول ندارم.

ـ    یک رویکرد کاربردی هم لازم است یعنی حالا که دانشجو فهمید مطلب این است، باید بداند در کجا به دردش می‌خورد؟ و چه تأثیری در زندگی او دارد؟ و ...

ـ    ـ در کلاس باید از روش‌های مختلف دیداری، شنیداری و وسائل کمک آموزشی مختلف حتماً استفاده گردد. از نظر روان‌شناسی فرد فقط می‌تواند 20 تا 21 دقیقه از لحاظ شنیداری توجه عمیق داشته باشد، بنابراین تنوع روش در تفهیم مطالب امری الزامی است.

ـ    ـ می‌توان در کلاس‌ها منابع پژوهش معرفی کرد و از طریق جستجو در فضای مجازی از دانشجویان خواست، در فلان موضوع 4 مطلب نقض در رد مطالب یا تأیید آنها پیدا کند و بیاورد، همین نه بیشتر، اینرا دانشجو استقبال می‌کند.

    محور سوم: توصیه و تجارب

    ـ توصیه‌ام این است که دانشجویان ترم یک و دو که کمتر دغدغه آفرین هستند از دانشجویان ترم‌های بالاتر جدا شوند، چنانچه این تفاوت بین شهرستانی‌ها و دانشجویان مرکز و تهران وجود دارد. (با پیشنهاد و پیگیری، از نظر خوابگاه این کار صورت پذیرفته است)

    ـ اساتید نباید بروز به سوی ستیز و درگیری با دانشجو بروند، در بعضی کلاس‌ها دانشجویان، یک نفر از بین خودشان را که حراف است و در گفتگو و بحث وارد است و پررو هم هست انتخاب می‌کنند تا او از کوچکترین فرصتی برای اعتراض و جر و بحث استفاده کند. اینجا باید استاد نه حالت ستیز و درگیری داشته باشد که اثر سوء خودش را دارد و نه حالت گریز که این هم ضعف استاد را نشان می دهد و پیامد خاص خود را دارد، اینجا باید حد وسط را در نظر داشت، اکثر مواقع با خوش اخلاقی این قبیل مسائل حل شده است.

    ـ پیشنهادم این است که در دروسی مثل دانش خانواده برای کلاس‌های خواهران حتماً از استاد خانم استفاده شود.

    ـ اساتید اگر واقعا می‌خواهند مفید باشند باید فقط در تدریس ممحض شوند. اینکه استاد چند کار دارد و یکی از آنها هم تدریس باشد اشتباه است. اولین نقطه فعالیت یک استاد باید دانشگاه باشد.

    ـ اساتید باید مجهز برای تدریس فرستاده شوند، مثلاً با آموزش‌های بد و خدمت، کارگاه‌ها و ... در ابتدای امر تدریس، ارائه کلاس در مقابل اساتید با تجربه دیگر و بالاخره می‌توان با فرستادن اساتید متقاضی که تازه می‌خواهند شروع به کار کنند به کلاس‌های دانشگاه، موجب آگاهی آنها از نحوه تدریس گردید.

    ـ حد و مرزها را اساتید باید در برخوردها رعایت کنند، مخصوصاً جنس مخالف، چون فردی که نظاره کننده است، پیش زمینه‌ای را که موجب این برخورد شده نمی‌داند و خبر ندارد!

   ـ اساتید همیشه سه اصل صداقت، صراحت و صمیمیت را در پیش بگیرند.

    ـ اساتید در نظر بگیرند در تدریس برای دانشجویان کدام رشته‌ها موفق‌ترند، حتی  الامکان همان دانشجویان را با هماهنگی مدیران گروه انتخاب کنند.

 

 

 

 

 


خروج