چهارشنبه ٣٠ آبان ١٣٩٧
عنوان
عنوان
اخبار > حجت الاسلام والمسلمین دکتر نقی پور فر
 


گفتار پژوهی
حجت الاسلام والمسلمین دکتر نقی پور فر
از آنجا که اساتید معارف، علاوه بر دارا بودن بنیه ی علمی مناسب ، در شیوه کلاسداری و مهارت های تأثیر گذاری نیز باید از تسلط کافی برخوردار باشند از این رو پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی قم در راستای ارتقاء سطح تأثیرگذاری و تجارب اساتید معارف اسلامی و استفاده از تجربیات اساتید پیشکسوت و موفق در حوزه ی دروس معارف اسلامی اقدام به مصاحبه و جمع آوری تجربیات ایشان نموده است. این سلسله مصاحبه ها با عنوان «بایسته های تدریس در بیان اساتید معارف اسلامی» تقدیم کاربران گرامی می گردد. استاد مصاحبه شونده: حجت الاسلام دکتر نقی پور فر (عضو هیأت علمی دانشگاه قم)

نکات برجسته بدست آمده از گفتگو  با استاد جناب آقای دکتر ولی ا... نقی پورفر، عضو هئیت علمی دانشگاه قم و مدرس دروس معارف در گرایشهای آشنایی با منابع اسلامی و اخلاق اسلامی و مبانی نظری اسلام ودیگر دروس تخصصی در مقاطع ارشد ودکتری ودروس حوزوی

 

   محور اول: متن و محتوی

     بنده تمام دروس معارف را به نوعی تفسیر موضوعی قرآن می دانم. تمام پژوهشهای اسلامی وعلوم باید بر محور قرآن باشد یعنی کلام، خودش تفسیر موضوعی قرآن است. فقه، اخلاق، روانشناسی اسلامی و... همه اینها تفسیر موضوعی قرآن کریم‌اند. نکته ای که در کتابهای درسی موجود در دروس معارف وجود دارد اینست که ما در درس تفسیر موضوعی قرآن مباحثی را مطرح می کنیم ولی همان را دوباره در بحث اندیشه 1و2 تکرار می کنیم، درس اخلاق و... همینطور، خوب اینها به نوعی تفسیر قرآن هستند، در اخلاق مسئله ازدواج و خانواده را داریم در تفسیر قرآن هم مثلاً همان بحث را داریم، در اندیشه اسلامی1 بحث خداشناسی وجود دارد و در تفسیر موضوعی قرآن دوباره توحید و صفات باری تعالی از نگاه قرآن، این یک اشکال است. بنابراین آنچه در بحث آشنایی با منابع اسلامی باید به دانشجو یاد داد شامل مطالبی همچون روش فهم قرآن و مراحل انس با آن و اینگونه مباحث باید باشد،  نه اینکه اینجا هم تکرار همان مطالبی باشد که دیگر دروس معارف خوانده، با اینکه فرصت هم واقعا کم است. ما باید دست جوان را در دست قرآن بگذاریم و با آن آشنایش کنیم.


 

      کتاب تدبر در قرآن بنده شامل 4 بحث است : زمینه های تدّبر، کلیدهای تدّبر ، اصول و قواعد تدّبر و بالاخره شیوه های تدّبر در قرآن که اینها را باید به دانشجو فهماند، وقتی با قرآن مأنوس شد و توانمندی استفاده از قرآن تا حدّی در او بوجود آمد، حتی بعد از دوره کارشناسی و دانشگاه هم هنوز می تواند دستش در قرآن باشد و استفاده کند. مشکل ما اینست که مدرسان معارف نیز در این مهّم ضعیف هستند وکار نکرده اند. اگر توانستیم زبان قرآن را داشته باشیم و بفهمیم، روایات اخلاقی و همه و همه در واقع تفسیر قرآن اند.

    ما حوزویان، دانشگاهیان و همه در فهم زبان قرآن مشکل داریم. به عقیده بنده اگر این زبان را می فهمیدیم این همه شیعه کشی رخ نمی داد متأسفانه شیعه چون کمتر آدرس و پایگاه قرآنی مطالب را می داند ، حداکثر همان که معصوم گفته می داند، وبه این اکتفا  کرده که خود معصوم قرآن مجسم است و حرفش را گوش کنیم عاقبت بخیر هستیم، موجب شده دیگر دنبال ثقل اکبر و قرآن نرود که اگر می‌رفت می‌توانست از اهل بیت دفاع قرآنی کند و...و همین موجب این شده که فقط حدود  عالم اسلام باید شیعه باشند. این شرم آوراست، ما در این رابطه خلل جدی داریم. بنابراین همیشه سعی کرده‌ام تمام درسهایم بر محور آیات قرآن باشد، حتی مدیریت هم که در سطح دکتری تدریس می کنم باز با محوریت قرآن است....

    درباره محتوی در دروس اندیشه1و2 در بحث توحید: تمرکز روی صفات افعالی، توکل و رزاقیت و ... اینها مطالب مورد نیازی هستند تا دانشجو در گوشه گوشه زندگی خود احساس نیاز را بیابد، بحث مسبب الاسباب بودن خداوند، اینکه خاصیت دهنده به هر چیزی خداست و... یا در بحث معاد: تصویر از مرگ ، بهشت وجهنم، توصیف قیامت، حالات مرگ ، درباره برزخ ونسبت آن با دنیا و ... یا در درس انسان شناسی: مراحل اعتلاء انسان، بحثی است که در کتابهای درسی جایش خالی است یا انحطاط و سقوط انسان، فرآیندی که در قرآن آمده و از پذیرش وسوسه شروع کرده تا برسد به شیطان مجسم تا هلاکت و ... یا نقش بلاها و فتنه ها که در همین حین باید توضیح داده شود، کلاً بحثهای ملموس و کاربردی درباره انسان که البته شاید به همه هم نرسیم و باید انتخاب کرد و مهمترین را گفت، در همین بحث اندیشه2 بحث علم و دین ،از قرون وسطی تا در اسلام و در غرب یا تفاوت شیعه وسنی در علم ودین، این تفاوتی که در عقلانیت شیعه وجود دارد و تفاوت ما با همین تکفیریها، ببینید اولین کتاب آنها در روایات کتاب ذات و الایمان است، در صورتی شیعیان از کتاب العقل، بعد کتاب العلم، بعد کتاب التوحید و همینطور می‌روند جلو می‌روند، از دیگر مورد استقبال و نیاز دانشجو مباحث آخر الزمانی، پیشگویهای قرآن ، ماهیت خود قرآن، ختم نبوت یا بحثهای امامت و رهبری و مقایسه بین شیعه وسنی در این مباحث و بحث ولایت فقیه و.....

 

 

      در موضوعات مختلفی که در کلاس ها مطرح می گردد مسلم است که باید به اصطلاح وزن بعضی مباحث کم شود تا به بعضی دیگر که مهم است برسیم، مثلاً یکی از بحثهای مهم که مفصل روی آن مانور می دهم، همین موضوع مقایسه تطبیقی ادیان است که برای دانشجویان خیلی جالب است و ضروری، تورات وانجیل رابه کلاس می‌برم و کامل بحث می کنم. خیلی از دانشجویان سستی و پوچی حرفهای تورات وانجیل فعلی برایشان محرز نیست، وقتی متوجه می شوند  به سختی باورمی کنند و تعجب می نمایند.

      بنده قبلاً هم پیشنهاد کرده بودم که 2 واحد درس تطبیقی ادیان در دروس معارف گنجانده شود، اگر چه به صورت شناور یعنی هرکس که توانست این دو  واحد را بردارد، هر دانشگاهی که توانایی داشت ظرفیت داشت آنرا عرضه کند، این بحث خیلی مهم است، بعضی کتابها اینرا آورده اند ولی بسیار مختصر و گذرا ، آنهم با این فرصت کم ، در بعضی جاها یک ترم برای این بحث لازم است. مشکلات امروز زیاد است همین بحث کلیساهای خانگی را ببینید، خوب باید جوری  دقیق و محکم  و مفصل بحث شود که مخاطب بیمه شود وبرایش جا بیافتد و دیگر سراغ ادیان دیگر نرود ! کلاً مباحث زیاد است، همین 800-900 اشکالی که به قرآن شده، قرآن سُها که در فضای مجازی مطرح است ، آنوقت تازه حوزه آمده و می خواهد جواب بدهد، همانطور که گفتم ما باید باورهایمان را قرآنی محکم کنیم، بارمان را به اصطلاح قرآنی ببندیم تا بتوانیم در این دنیای پر شبهه و پرهجمه استقامت کنیم.


 

      در تألیف متون درسی رعایت دو نکته بسیار مهم است : 1- همان منطق واستدلال قرآن وبه اصطلاح قرآن محوری بودن متن2 کاربری بودن مطالبی آورده شود که ضرورتهای زندگی جوان باشد، با آن درگیر باشد، اولویت اوّل و دوّم او باشد، به نظر من حتی نهج البلاغه را نیز باید با پایه قرآنی توضیح داد، بحث نهج البلاغه از قرآن نباید جدا باشد، مکمل هم هستند، مخصوصا که ما فرصتی نداریم.

 

    محور دوم: روش و نحوه القاء و فهماندن و تعامل با دانشجو و تأثیرگذاری

      در مورد اولین جلسه هر ترم و معرفی استاد به مخاطبان به نظر بنده همه کلاس‌ها یکسان نیستند، در بعضی کلاسها احساس می کنم باید خودم را و کار هایی را که انجام داده‌ام را بازگو نمایم تا دانشجو بداند با چه کسی روبروست، چون گاه بعضی‌ها مدرس معارف را به قول معروف یک آچار فرانسه به حساب می آورند و حرمتی برای او قائل نیستند، سپس توضیح می دهم که بحثهای ما خوراک همیشگی وروزانه شماست، شاید بعضی مطالب در رشته های مختلف با توجه به شغل آینده شما تا آخر عمر اصلا بدردتان نخورد، ولی مطالب دروس معارف با زندگی و شخصیت شما ربط دارد! در فضای جامعه و ارتباطات خود باید بتوانید از هویت خود دفاع کنید و....، متاسفانه بعضی از همان ساعت اوّل سوال می کنند:  استاد تستی است یا تشریحی؟! می گویم : خدا خیرت رهد تو وقتی با یک جوان مسیحی یا ... روبرو شدی چه چیزی را می خواهی تست بزنی یا...! باید منطق بحث به دستت بیاید، خودشان هم می خندند، می‌گویم: این سوال خجالت آور است.شما باید توانمند باشید ، قدرت دفاع داشته باشید.


 

      متأسفانه دروس معارف در دانشگاه ها خیلی ضربه خورده و آفت‌دار شده است. از نظر مقررات هم طوری است که گاه از طریق این دوس مشروط شدن دانشجو در فلان رشته مهندسی مرتفع می گردد! این واقعا ظلم است ، می خواهد با نمره 20 دروس معارف ، نمره 8 درس تخصصی خود را جبران کند ! این واقعا بی حرمتی است ، دانشجو در آنجا کم آورده و افتاده ، حالا با خُرد کردن شخصیت خود می خواهد  18 بگیرد یا 16، با نمره 10 هم کارش حل نمی شود، من مدرس معارف چه کنم؟ اگر من روحانی به این خواسته اش توجه نکنم،  می رود بی دین می شود از روحانیت بی زار می شود، بعد پدر ومادرش زنگ می‌زنند و ...، واقعا مشکل است، اینرا باید علاج کرد، خودمان، خودمان را بی حرمت کرده‌ایم.

      می دانید که در مدیریت چهار سبک وجود دارد: دستوری، حمایتی، مشارکتی و تفویضی، بنده معمولاً در مدیریت کلاس، دو روش آخری را به کار می گیرم. البته کلاس به کلاس، دانشکده با دانشکده به میزان ظرفیتی که دارند فرق می کند، در بعضی کلاسها آوردن مقاله را به خودشان واگذار می کنم که هرکس می تواند انجام دهد و نمره هم می دهم، در بعضی کلاسها نفس حضور دانشجو را باید نمره داد، همینطور مشارکت در کلاس واینکه دانشجو مقاله را به صورت کنفرانس ارائه دهد یا ... که اینها حتی تا 4 نمره هم دارد.

      گاه به بعضی دانشجویان که شلوغ می کنند ، می گویم زکات شلوغ کرد نهایت را باید بدهی، پس باید جواب بدهی یا از روی کتاب بخوانی و...

      در مورد آموزش مجازی ،  چندان اعتقادی به آن ندارم، بله برای کمک درسی خوب است. آموزش چهره به چهره چیز دیگریست. باید جلوی استاد زانو زد. ارتباط با استاد برکات ویژه‌ خود را دارد. بحث مجازی و ... از باب اضطرار است و نباید اختیاری باشد، ما تازه معتقدیم که استاد باید دامنه ارتباطش را وسیع‌تر کند، به خوابگاه دانشجویان برود، با او به اردو برود، با دانشجوی خود مسافرت کند. من مدرس باید جوری باشم که بچه ها مثل پروانه دور من بچرخند، جوان مشکل روانی دارد، اگر آن حل شود، مشکل فکریش حل می‌شود، شبهه دارد، مسأله جوان یا در آموزش است یا خانواده است و یا همسریابی، ما مدرسان خیلی موفق باشیم مسأله آموزش او را حل می‌کنیم، خوب دو مسأله دیگر چه؟ اگر چه متولی تمام کارهای او نیستیم ولی سهیم که می‌باشیم. خوب این مسائل با آموزش مجازی چگونه حل شود؟

 

 

 

    محور سوم: توصیه و تجارب

      در ساختار نهاد رهبری در دانشگاهها باید توجه داشت که نقش یک استاد معارف چیست؟ آیا نقش او یک نقش علمی است؟یا نه اتفاقاً نقش انگیزشی او بیشتر باید باشد، تأثیر گذاری یک استاد مهم است! متا سفانه بر عکس شده ما مدرسان ارتباطمان با خوابگاه‌های دانشجویان قطع است، موظفیمان را انجام می دهیم و می‌رویم . در حالیکه استاد باید با جوان گپ بزند، دردِ دل او را بشنود و....، ما نیامدیم فقط سر کلاسها برویم، ما باید اینجا پدر ومادری کنیم ، اینها نیاز به مشاوره دارند.

      خود نهاد و خود اساتید هم باید یک نگاه نهاد ارزشی به خودشان داشته باشند، گاه شده در بعضی نشست‌ها در هنگام نماز، سخنرانی در حال صحبت است و دانشجو وغیره همه از کنار جلسه رّد می شوند و به نماز می روند، در حالیکه مثلاً اساتید معارف که معمم هم هستند هنوز نشسته اند و... یا کلاسهایی که هنگام نماز است . این حرمت مدرسان را زیر سؤال می برد، حرمت امامزاده را اولاً  متولّی او باید نگهدارد.

 

       در راهکارهای جذابیت درس: اولاّ منطق باید منطق شیرینی باشد، همان زبان قرآن ، من بحث را به زبان قرآن می کشانم. به نظر من حتی احکام هم می خواهیم بگوییم ، اول یک آیه قرآن مربوط به آنرا بخوانیم یا یک روایت و بعد حکم فقیه ، چه اشکالی دارد. بنده نقد خیلی‌ها را کرده‌ام ، جناح‌های چپ وراست و...ولی چون منطقی و با زبان قرآن و روایت بوده اصلاً احساس نکرده‌اند که مثلا حاج آقا فلان جناحی است ، با قاطعیت فلان نظر را نقد زده ام ولی باز می‌گویند فلانی جناحی نیست . ثانیاً ، در نقد زدن، اوّل خودمان را نقد بزنیم بعد طرف مقابل را ، این خودش خیلی مهم است، در مطالب علمی هم همینطوراست. اجازه دهیم جوان آزادانه انتقاد کند، در نمره و ... تأثیر ندهیم و اعلام هم بکنیم، خود استاد هم آرامش داشته باشد، مگر بی‌ادبی و بی‌تربیتی که ادامه کلاس را برهم زند که مطلب دیگریست. ثالثاً: کاربردی صحبت کنیم، ضرورت‌های زندگی، موضوعات ریز و جزئی، هر انچه جوان با آن درگیر است نه یک سری کلی گویی و بلاخره اینکه زبان و رفتار ما باید زبان رفاقت و دوستی با جوان باشد.

       یادم می آید در ابتدای ترم وارد کلاس شدم، دانشجویی ظاهرا در رشته فیزیک، هر چه بد و بیراه داشت به روحانیت گفت، با آرامش گوش کردم بعد که حرفهایش تمام شد پرسیدم بنده از مصداقهای حرف شما بودم؟ گفت بله، همه شما فلان و فلان و....، گفتم سابقه مرا داری؟ مرا می شناسی؟ گفت نه، گفتم چرا این همه تهمت زدی و نسبت دادی ؟ من با دیگران کاری ندارم ، می دانی من رشته ام مهندسی بوده وعشق به معارف دین مرا به این راه کشانده؟ می دانی من در سال 72 اولین سمینار ازدواج وجوان را در دانشگاه صنعتی شریف راه انداختم و به رهبری نامه نوشتم و ... تمام کارها و آثارم را گفتم، سپس اضافه کردم من به شخص خودم کار ندارم ولی یک استاد در سر کلاس باید حیثیت داشته باشد،  تا تکلیف این قضیه روشن نشود، دیگر تدریس نمی کنم و سر کلاس نمی‌آیم و رفتم بیرون، دیگر دانشجویان آمدند خواهش کردند ،گفتم باید عذر خواهی کند و شما هم این عذر خواهی را تأئید کنید، اگر اینطور نباشدظلم به من است، ظلم به روحانیت است. بعد عذر خواهی کرد و... برخی از همین طور افراد هنوز هم در بیرون هر جا که جلسه ای دارم می آیند و می نشینند و....

 

 

      مدرسان جوان باید بدانندکه استاد معارف طوری باید تدریس کند و رفتار نماید که جا بیافتد دین حل مشکل می کند و این مدرس و آخوند هم متولی دینی است که حل مشکل جوان می کند، اگر مشکل دارد، نیاز به ازدواج دارد و.... تا جایی که می تواند کمک کند و....

      استاد معارف نباید از مناسبتهای ایاّم بی خیال عبور کند، بخصوص مناسبتهایی که به قشر جوان هم مربوط می شود.

      من مدرس معارف باید طوری تدریس کنم و به جوان القاء نمایم که توی جوان نیاز به مشورت داری، این باید برایش جا بیافتد، متأسفانه امروزه جوانها فکر می کنند که همه چیز را خودشان می فمهند  و این کلید بسیاری از مصیبت هاست.

      کار بر روی جوان 30 درصد آن آموزش و 70 درصد آن فرهنگی است، ما مسئولیت شرعی در قبال کار فرهنگی داریم و فردا عند الله باید جواب بدهیم، نهاد رهبری باید پاسخگو باشد، ما باید تا جایی که می‌توانیم و تمام ارگان‌هایی که مربوطند باید برای امر مشاوره و همسریابی تلاش کنند. آمار نشان می‌دهد ضربه‌ای که از بحث ازدواج جوانان می‌خوریم شوخی نیست و ما مسئولیم. من استاد معارف، مسئول فرهنگی نهاد و دانشگاه و ...

      استاد معارف باید نیت تبلیغ کند، نه بحث کارمندی  و مزد گرفتن نیست، اساس کار همین است، آن حقوق که بحثش جداست، ولی باید با این نگاه وارد تدریس شد، به نیت تبلیغ نه مزد، نگاه پدر و مادر معنوی این جوانان، مگر مؤمن آل یاسین نمی‌گفت که «لا اسئلکم علیه اجرا و ...»؟ متأسفانه دیده می‌شود بعضی روحانیون یا مدرسان معارف بر سر یک حق الزحمه فلان کار که خارج از برنامه انجام داده‌اند با مسئول مربوطه در دانشگاه بحث می‌کنند و درگیر می‌شوند و ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


خروج