چهارشنبه ٣٠ آبان ١٣٩٧
عنوان
عنوان
اخبار > مشورت، تکيه گاه تصميم ،دانشجو و مهارت‏هاي زندگي
 


مشورت، تکيه گاه تصميم
مشورت، تکيه گاه تصميم ،دانشجو و مهارت‏هاي زندگي
مشورت، بهره گيري از علم و فهم و تجربه ديگران است؛ ديگراني که داناتر و عاقل‏تر و دورانديش‏ترند و نظر مشورتي آنان مي‏تواند ما را در تصميم‏گيري بهتر و دقيق‏تر، ياري کند و از خطاهاي ما بکاهد.

 

 

مشورت، تکيه­گاه تصميم

 

 به گزارش پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامي؛ دانشجو و مهارت‏هاي زندگي

 

جواد محدثي

اين گه گفته‏اند: «همه چيزرا همگان دانند»، سخن درستي است و پيامش بهره‏گيري از نظر و رأي ديگران است و اين، نه تنها مايه عار و ننگ نيست، بلکه دليل پختگي و عقلانيت انسان است.

وقتي دو فکر روي هم ريخته شوند، يا نظر ديگران به کمک نظر و فکر ما آيد، نتيجه هم کم خطاتر خواهد بود.

مشورت، بهره گيري از علم و فهم و تجربه ديگران است؛ ديگراني که داناتر و عاقل‏تر و دورانديش‏ترند و نظر مشورتي آنان مي‏تواند ما را در تصميم‏گيري بهتر و دقيق‏تر، ياري کند و از خطاهاي ما بکاهد.

«استبداد رأي»، ناپسند است.

افراد خودرأي، مي‏پندارند که آن چه را خودشان مي‏فهمند و تصميم مي‏گيرند، درست‏ترين فهم و صحيح‏ترين تصميم است و به خاطر غروري که دارند، خود را بي نياز از نظر و تجربه ديگران مي‏بينند و مستبدانه عمل مي‏کنند و به راهنمايي ديگران، روي خوش نشان نمي‏دهند.

هيچ کس از مشورت با ديگران، ضرر نمي‏کند. در کارهاي بدون مشورت، خطا و بيراهه و نقص، بسيار است.

از اين رو، مشورت خواهي از ديگران و برخورداري از دستاورد تجربه و فهم ديگران، يکي از «مهارت‏هاي زندگي» است.

مشورت، تکيه گاه تصميم

وقتي دستي به کمک دست ديگر و بازويي به ياري بازوي ديگر مي‏آيد، آن دست و بازوي نخستين، قوي‏تر و کارآمدتر مي‏شود و اين، مبناي ضرورت بهره گيري از مشاوره است.

در عرصه انديشه و تصميم نيز چنين است. باروري انديشه‏ها، در سايه مشورت و کمک گرفتن از فکر و نظر ديگران است. برخورد آرا و انديشه‏ها، فکر را پخته‏تر، نقاط مبهم را روشن‏تر و نقاط آسيب‏ساز را معين و تصميم‏گيري را مطمئن‏تر مي‏سازد.

هنگام تصميم و اقدام، گاهي ترديدهايي در انجام پيش مي‏آيد. براي رسيدن به اطمينان و پشت گرمي، مي‏توان آن را با ديگران در ميان گذاشت؛ تا با خاطر جمعي، قدم پيش گذاشت و عمل کرد.

امير مؤمنان عليه‏السلام مي‏فرمايد: «لا مظاهره اوثق من المشاوره؛1 هيچ پشتيباني، محکم‏تر و اطمينان‏آورتر از «مشورت» نيست.

همچنين آن حضرت مي‏فرمايد: «کسي که از آراي گوناگون استقبال کند و با آنها روبه‏رو شود، موارد خطا را مي‏شناسد2

و اين همان چيزي است که ما در تصميم‏گيري‏ها به آن محتاجيم؛ تا کار خطا را به جاي کار صحيح، انجام ندهيم و پاي خود را جاي سست نگذاريم.

هر چه کار پيچيده‏تر و مهم‏تر باشد، نياز به مشورت، بيشتر است. از اين رو، در کارهاي مهم مملکتي، مثل برنامه‏ريزي و قانون گذاري، مجلس شورا وجود دارد و مسئولان براي کارهاي مختلف خود، «مشاور» انتخاب مي‏کنند.

دستاوردها و فوايد

در کلمات حکيمان و فرزانگان، در سورده‏هاي شاعران و در روايات اهل بيت عليهم السلام، براي مشورت، آثار و دستاوردهاي بسياري نقل شده که برخي از آنها عبارتند از:

1. پيش‏گيري از شکست و هلاکت.

2. جلوگيري از ندامت و حسرت.

3. پيش‏گيري از هدر رفتن فرصت‏ها و سرمايه‏ها.

4. افزايش علم و عقل و تجربه.

5. تضمين موفقيت و کاميابي.

6. آرامش و اطمينان خاطر.

7. راه يابي به تصميم‏هاي درست.

8. تمرين تواضع و پرهيز از عجب و تکبر و غرور.

9. شخصيت دادن به افراد طرف مشورت.

10. افزايش حمايت ديگران.

مولوي مي‏گويد:

مشورت در کارها موجب شود

تا پشيماني در آخر کم بود3

وقتي رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏وآله، حضرت امير عليه السلام را براي مأموريت تبليغي و ارشاد مردم به يمن اعزام کرد، به وي فرمود:

يا علي! هر کس طلب خير کرد، سرگردان نشد و هر کس مشورت کرد، پشيمان نگشت.4

فرجام خودرأيي

برخي به هر دليل، حاضر نيستند با ديگران مشورت کنند و تنها نظر خود را قبول دارند. اين خصلت که به «استبداد رأي» معروف است، عواقب خطرناک و پشيمان کننده‏اي دارد، چه در امور شخصي و فردي و چه در مسائل کلان مملکتي.

حضرت امير عليه السلام فرموده است: «هر کس خودرأي باشد، هلاک مي‏شود». دليل اين سخن، روشن است؛ چون به تنهايي نمي‏توان همه ابعاد و جوانب مسئله را ارزيابي کرد.

کسي که بدون نظر و مشورت با پدر و مادر و بزرگ‏ترها، ازدواج مي‏کند، در مخاطرات عجيبي مي‏افتد. آن کس که بدون مشاور، انتخاب رشته مي‏کند، آن کس که بدون نظرخواهي از افراد با تجربه، براي درمان بيماري خود، به هر کس مراجعه مي‏کند، کسي که در خريد خانه، از تجارب ديگران بهره نمي‏گيرد، کسي که در سفر به خارج، با خارج رفتگان مشورت نمي‏کند، دچار مشکلات بسياري مي‏شود. از اين رو، حضرت علي عليه السلام مي‏فرمايد:

کسي که خودرأي باشد و خود را از مشورت با ديگران بي‏نياز بداند، خود را به خطر افکنده است. 5

آداب مشورت

يکي از نکات مهم و سرنوشت ساز در اصل مشورت، آداب مشورت است. با چه کساني بايد مشورت کرد؟

شرط اول مشاور، آن است که با ايمان و صالح و خيرخواه باشد. چه بسا دشمناني که نقاب دوستي و خيرخواهي به چهره مي‏زنند و به اسم «راه» ما را به «بي‏راهه» مي‏کشانند و آدرس اشتباهي مي‏دهند.

اميرمؤمنان عليه السلام به مالک اشتر توصيه مي‏کند که در اصلاح امور و تثبيت وضعيت شايسته، با «علما» و «حکما» زياد به گفت‏وگو و رايزني بپرازد6 و در سخني ديگر مي‏فرمايد: با کسي بايد مشورت کرد که «امين» و «ناصح» باشد و صداقت و امانت او براي ما ثابت شده باشد؛ چون چه بسا کسي که اميد نصيحت از او نيست؛ اما خيرخواهانه نصيحت مي‏کند و چه بسا کساني که انتظار خيرخواهي از آنان داريم؛ اما خيانت و غش مي‏کنند و ما را فريب مي‏دهند.7

يکي از آداب اين مسئله، گوش دادن به رأي خردمندان باتجربه و دل‏سوز و توجه به نظرهاي مشورتي مشاوران با ايمان و خيرخواه است.

در کلام حضرت امير عليه السلام آمده است:

«نافرماني کردن با نصيحت‏گر خيرخواه مهربان و داناي اهل تجربه، حسرت و ندامت به بار مي‏آورد.

اوصاف مشاوران خوب را بايد شناخت و با اطمينان از ايمان و صدق و عقل و تجربه آنان، رهنمودهايشان را به کار بست.

در اين صورت است که ميان جوانان که نسل تحرکند و پيران آزموده که نسل تجربه‏‏اند، آشتي و همکاري و همدلي پيش مي‏آيد و نظرهاي پخته اهل تجربه، چراغ راه زندگي و تصميم جوانان مي‏شود.

از اينان بپرهيزيد

اگر ويژگي‏هاي مثبت مشاوران صالح در روايات مطرح شده است، چهره‏هايي نيز معرفي شده‏اند که نبايد با آنان مشورت کرد و صلاحيت نظرخواهي ندارند.

به چند مورد از اينان اشاره مي‏شود:

1. بخيل؛ امير مؤمنان عليه السلام در عهدنامه مالک اشتر، مي‏فرمايد: در مشورت‏هاي خودت، «بخيل» را راه مده؛ چرا که او تو را از احسان و نيکي باز مي‏دارد و تو را از فقر مي‏ترساند و وعده تهيدستي مي‏دهد.9 

2. ترسو؛ انسان‏هاي بزدل و بي شهامت، چون خودشان جرأت و جسارت ندارند، وقتي با آنان مشورت شود، انسان را مي‏ترسانند و اراده مشورت کننده را براي اقدام و عمل، سست مي‏سازند. حضرت امير عليه السلام مي‏فرمايد:

«با ترسو هم مشورت مکن؛ چون تو را از پرداختن به کارهاي مهم و اقدامات عملي، سست و ناتوان مي‏سازد.10

3. حريص؛ مورد ديگري که در عهدنامه آن حضرت آمده است، مشاوره با حريصان آزمند است که حضرت مي‏فرمايد: اينان، با ستم و جور، حرص و آزمندي را در نظر تو زيبا جلوه مي‏دهند.

4. احمق؛ کسي که خوب و بد را نمي‏فهمد و از درک مناسب برخوردار نيست، شايسته رفاقت و همنشيني و نظرخواهي نيست. در کلام آن امام، از مصاحبت و رفاقت با احمق، بخيل، فاجر و دروغگو، نهي شده است.11

5. منافق؛ منافق هر چند خود را دوست و خيرخواه نشان مي‏دهد، ولي دشمن و بدخواه است و هر چند به ظاهر، نصايح دل‏سوزانه مي‏دهد، اما در باطن، به فکر ضربه زدن و فريب دادن است. در نهج البلاغه، تعابير راهگشايي وجود دارد که مردم را از «اهل نفاق» برحذر مي‏دارد و از لغزيدن به سبب اغواگري‏هاي آنان، بيم مي‏دهد.

اين گونه چهره‏ها، براي هر حقي، باطلي آماده دارند و در برابر هر دليل محکمي، شبهه‏اي در آستين فراهم کرده‏اند؛ براي هر زنده‏اي، قاتلي، براي هر دري، کليدي و براي هر شبي، چراغي دارند و با يأس آفريني، راهي به سوي طمعي مي‏جويند؛ تا بازار خودشان را گرم کنند و کالاي گمراهي خود را بفروشند. سخنانشان شبهه انگيز است و بيان و توصيفاتشان فريبنده... .12

کلام آخر...

تصميم‏هاي زندگي، بر اساس «شناخت» شکل مي‏گيرد.

شناخت و معرفت، هر چه «وسيع‏تر»، «عميق‏تر» و «صحيح‏تر» باشد، آن تصميم و اقدام، درست‏تر و نتيجه بخش‏تر خواهد شد.

ارزش مشاوره و اهميت آن در اين است که ذهن انسان را وسعت مي‏دهد و ابهام‏ها را مي‏زدايد؛ تا انسان بتواند جلوي پاي خود را بهتر ببيند.

سعدي چه نيکو گفته است:

مرد خردمند هنر پيشه را

عمر، دو بايست در اين روزگار

تا به يکي تجربه آموختن

با دگري تجربه بردن به کار

مشورت با اهل تجربه، همان «عمر دوباره» است؛ از آن غافل نشويم.

 

پي‏نوشت‏ها:

1. نهج البلاغه، حکمت 113

2. همان، حکمت 173

3. مثنوي، دفتر دوم، شماره 372

4. ري شهري، ميزان الحکمه، حديث 9846

5. نهج البلاغه، حکمت 211

6. همان، نامه 53 (و اکثر مدارسه السماء و مناقشه الحکما)

7. همان

8. همان، خطبه 35

9. همان، نامه 53

10. همان

11. همان، حکمت 38

12. همان، خطبه منافقيه (خطبه 194)

منبع:  پرسمان


خروج